سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
326
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
چون حسين مقابل سپاه عباسى قرار گرفت ، به مردى از ياران خود دستور داد بر شترى سوار شود و شمشير خود را در دست بگرداند و سخنان وى را جمله به جمله ، به گوش آنان برساند ، پس چنين فرياد زند : « اى گروه مردمان ! اى گروه سياهپوشان ! اين حسين فرزند رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و پسر عموى اوست ، شما را به كتاب خدا و سنت رسول دعوت مىكند . » « 1 » اما اين گفتار ، تأثيرى در سپاهيان عباسى نگذاشت . جنگ سختى در فخ برپا شد و حسين بن على جنگيد تا به شهادت رسيد ، « 2 » سپس عباسيان سر حسين و يارانش را از تن جدا كردند . تعداد سرهاى جدا شده از صد گذشت و آن سرها را نزد فرماندهان سپاه عباسى بردند كه گروهى از فرزندان حسن و حسين عليهما السّلام هم آنجا بودند . عباسيان از موسى بن جعفر عليه السّلام خواستند كه سر حسين را به آنان نشان دهد و او اشاره به سر حسين كرد و گفت : « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » ، آرى به خدا از اين جهان رفت ، درحالىكه مردى بود مسلمان و شايسته ، پيوسته در صيام و قيام بود و امر به معروف و نهى از منكر مىنمود و در خاندانش كسى مانند او نبود . « 3 » پيكر كشتهشدگان بدون آنكه دفن شوند ، سه روز بر زمين ماند تا اينكه درندگان و پرندگان آنها را خوردند . « 4 » بعضى از ياران حسين بن على توانستند خود را نجات دهند و بين حاجيانى كه به مكه آمده بودند ، پنهان شوند ، ازاينرو ، عباسيان نتوانستند به آنها دست يابند ، اما بعضى ديگر اسير شدند كه از جمله آنها خواهر حسين بن على بود و او را در خانه زينب ، دختر سليمان زندانى كردند . « 5 » عباسيان اسراى خاندان على بن ابى طالب عليه السّلام ، همچون سليمان بن عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على و عبد اللّه بن اسحاق بن ابراهيم بن حسن بن حسن بن على و حسن بن محمد بن عبد اللّه بن حسن بن بن على را به قتل رساندند . هرچند به
--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 449 . ( 2 ) . عباسيان به حسين امان داده بودند ، اما او قبول نكرد و تا آخرين دم جنگيد تا به دست حماد تركى كشته شد . وى تيرى به حسين زد كه سبب قتل وى شد . محمد بن سليمان صد هزار درهم و صد جامه به حماد پاداش داد ، ( اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 451 ) ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 453 / ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 174 . ( 4 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 336 . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 415 .